تبليغاتX
بازدید برای عموم آزاد نیست.







 

 

 

 

 

 

ببار اي نم نم باران

زمين خشك را تر كن

سرود زندگي سر كن

 

دلم تنگه

دلم تنگه

 

سرود زندگي سر كن

 

دلم تنگه

دلم تنگه

 



 

 

 

 






 



از آن زمان كه آرزو

چو نقشي از سراب شد

تمام جستجوي دل

سوال بي جواب شد


نرفته كام تشنه اي

 به جستجوي چشمه ها

خطوط نقش زندگي

چو نقشه اي بر آب شد

 

چه سينه سوز آه ها

كه خفته بر لبان ما

هزار گفتني به لب

اسير پيچ و تاب شد

 

نه شور عارفانه اي

نه شوق شاعرانه اي

قرار عاشقانه هم

شتاب در شتاب شد

 

نه فرصت شكايتي

نه قصه و روايتي

تمام جلوه هاي جان

چو آرزو به خواب شد

 

نگاه منتظر به در

نشست و عمر شد به سر

نيامده به خود دگر

كه دوره ي شباب شد









امان از او

دلم را برده است آنسو كه خود داند

تواني در بريدن نيست

و راهي در رسيدن


چه خواهد او  ز من دانم

كه او جان را ز من خواهد و اين جانم

دگر بار او چه مي خواهد ندانم


امان از دل

امان از زخم بي مرحم

امان از عقل شوريده

امان از زخم بي مرحم













در اين سري از فصل نامه ي كانون عكس مشهد من هم افتخار داشتم جزوي از نويسندگان فصلنامه ي  عكاسي كانون مشهد  باشم و اين نوشته در انتهاي مجله نقديست بر عكس كمين

دوستان در مشهد ميتوانند نشريه  رو از كانون عكس واقع در مجتمع اما م رضا (ميدان پارك) دريافت كنند.









اين حق من نبود

آهنگ محلي بندري تو گوشم مي زارم و ميرقصم

ميرقصم و توتاريكي اتاق ميچرخم

اين حق من نبود 

دلم براي دريا تنگ ميشه ولبخند ميزنم

دلم براي خودم ميسوزه و مي چرخم

حق من اين نبود و

 ميرقصم

 

 

هِه

هنوز سر ميزني

؟!


















اين عكس رو خودم نديده بودم

امروز بعد از 23 سال ديدمش

من !








خيلي وقت بود شعر نميتونستم بگم

و اون حس زيباو لطيفي رو كه شعر گفتن لازم داره رو گم كردم

امشب نگاهي به شعر هاي قديمم انداختم و از يكي از اونها بيشتر خوشم اومد و بقيه ي شعر روخود به خود ادامه دادم

 

 

 

های!  این منم که در پی اویی؟

 

های!  این تویی که در پی اویم؟


باز این خیالها مرا دور میزنند

 

با صد هزار سوال روبرویم

  

  

 

در من شروع حس امیدی

 

با من همیشه تو روبرویی

 

از وحشت زوال ثانیه ها

 

از ظلمت سپیده قصه گویی

  

 

از  رخوت و جنون شبِ گريه

از آسمان گلايه و تلخند

از فاصله كه بين من و ما شد

تفسير ترس و گلايه و سوگند

  

از نيمه شب ِ هراس و بي تابي

از سپيده هاي پر از تلاطم

از زجر هاي نديده ديده

از سردي عبور ِ گس ِ مردم

 

پرواز كن پرنده ي زخمي

از سردي  و سكوت‌‌ ِ شب ِ پاييز

با من بگو ، بگو تو از اميد

از شعر هاي از غزل لبريز


 

مجروح راههای نرفته ام

زخمي زخم های نخورده ام

بر ريشه ام تبربزن اي آشنا ي من

 من زنده ام هنوز ،‌ نمرده ام

 

 

 

 

 

غزاله غضنفري



انيگما گوش ميدم و

تو اتاقم رو كاناپه

رو به پنجره ي حيات

تو تاريكي دراز ميكشم و

به خاطره ها فكر ميكننم




Where are you? I'm sitting on the moon
Where are you? I am missing you








من هم از کوی تو گر بستم بال

باز با کوی تو دارم سر و کار

چشم دل سوی تو دارم شب و روز

چشم بر کوی تو دارم شب و روز



تو صنم قبله ی آمال منی

چون کنم صرفه نظر مال منی

روی رخشنده ی تو قبله ی ماست

مردم دیده ی  ما قبله نماست







متنفرم از اینکه کسی پتوی منو بده به کسی دیگه

که امشب مامان اینکار و کرد و داد به عموم و زنش
نمی بخشمت مامااااااااااان

واااااااااااااااااااااااااااااااای
فردا باید بشورمش
:((








































12







<br><br><br><br>





در این مرداب وهم انگیز در این گرداب ننگ آور دريغا نور عشقی شعله ای شمعی........ که من تاریک تاریکم تهی از حس ایمانم دريغا اندکی باور ! چراغ راه من هستی تو ای فانوس تنهایی! بیا بنشین، بمان، ای لحظه ی لبخند... . که من خواهم تو را... یابم تو را... مانم تو را... سوگند.!!! ..قدیمی تر از آغازی صمیمی.. گرم ، پر رمزی پر از رازی












































صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ









پیوندهای روزانه














محسن نامجو
خیال
لکنت بهت
آرشیو پیوندهای روزانه












نوشته های پیشین












آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

پیوندها

my flickr /my pictur
طاها بذری
علیرضا آدینه
gilda
minyasha
تحقیقات فلسفی
يادداشتهاي خط خطي
رضا عنصر سيار
رددانهیل





















































































<























































































<





















































>





























<