اگه بزرگ شدي و با يه پفك خوشحال شدي و ذوق كردي بدون هنوز خوشبختي!
در این مرداب وهم انگیز در این گرداب ننگ آور دريغا نور عشقی شعله ای شمعی........
که من تاریک تاریکم تهی از حس ایمانم دريغا اندکی باور !
چراغ راه من هستی تو ای فانوس تنهایی! بیا بنشین، بمان، ای لحظه ی لبخند...
.
که من خواهم تو را... یابم تو را... مانم تو را... سوگند.!!!
..قدیمی تر از آغازی صمیمی.. گرم ، پر رمزی پر از رازی