به انتظار تمام شدنم
به چله نشسته ام
و نگاه میکنم
تکه تکه های بدنم را که در هوا
پخش میشوند
به یاد سالروز فراموش شدنم
به گریه نشسته ام
در مزاری
که بوی گلهایش همیشه عطر تن تو بود
در هوایی که دیوانه شده بود
به انتظار تمام شدنم
به چله نشسته ام
و نگاه میکنم
تکه تکه های بدنم را که در هوا
پخش میشوند
به یاد سالروز فراموش شدنم
به گریه نشسته ام
در مزاری
که بوی گلهایش همیشه عطر تن تو بود
در هوایی که دیوانه شده بود