شبا خواب بد میبینم
اومدن دزدا دوباره
کفشاشون از سنگ و سربه
کفشای من پاره پاره
می برن هرچی که دارم
به دلیل بی دلیلی
میگن عشقت الکی بود
قصه بوده عشق لیلی
قرض و قسطا که زیادن
اون خدا چاره نداره!
یه زمین داشت که پری روز
داده تو دست اجاره !
اون بهشتشم فروخته
به مترسکای پولدار
با تو ام کجای کاری؟
سر تو بالا نگهدار
خدا جون گذاشتی رفتی
از زمین خشک و بیمار
آره تو حق داری اما
خداجون ! خدانگهدار!!!